سلمان فارسي
وفات سلمان فارسى(رحمه الله)
وفات سلمان فارسى(رحمه الله)
سلمان فارسى که نام او روزبه اصفهانى و از اهالى قریه «جى» بود، در روز هشتم صفر در مدائن درگذشت و ایشان را سلمان محمدى نامیدند.
رسول خدا(صلى الله علیه وآله) سلمان را از یک یهودى به نام عثمان بن اشهل خرید و از قید بندگى آزاد کرد و او هم مسلمان شد و به سلمان معروف شد.(1)
«برادر سلمان»
اهل مداین، اشک ریزان و دل شکسته، در کنار پیکر مردی حلقه زده اند؛ مردی که گرچه والی و حاکم آنها بود، به هیچ یک از حاکمان و سلاطینی که تا آن زمان دیده بودند، شباهتی نداشت؛ مردانه می زیست و در روح آسمانی اش، ذره ای تکبر و خودستایی نداشت.
از دست دادن سلمان، بسیار غم بار بود؛ اما اندوه دیگر اهل مداین، سفارش سلمان بود که خواست او را غسل و کفن نکنند؛ که مولایش علی برای این کار خواهد آمد. یالَلْعَجَبْ! مداین کجا و مدینه کجا؟ همه در این تشویش بودند که سواری رسید و خود را به پیکر سلمان رساند. نشست و پارچه را از صورت سلمان کنار زد و ناگهان، همه دیدند که لبخندی بر لبان بی جان سلمان نشست؛ گویی دیدن مولایش از پس چندین سال فراق، جسم بی جانش را نیز شادمان کرده بود! «آفرین بر تو سلمان؛ زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله را ملاقات کردی به او بگو که امت او با برادرت چه کردند...».
نزول آیه (وَ اتَّقُوا یوماً تُرجَعون فیه الى اللّه)
آیه مبارکه (وَ اتَّقُوا یوماً تُرجَعون فیه الى اللّه) مشهور به آخرین آیه قرآن کریم است که در این روز بر پیامبر(ص) نازل شد و پیامبر اکرم(ص) پس از 21 روز از نزول این آیه از دنیا رفت.(2)
شهادت اُوَیس قرنىّ(رحمه الله)
اویس از اصحاب امیرالمؤمنین(ع) و یکى از زهاد ثمانیه بود که آنها عبارتند از: ربیع بن خُثیم ـ هَرَم بن حیّان ـ اُوَیْس قَرَنى ـ عامر بن عبد قیس ـ ابو مسلم خولائى ـ مسروق بن الاجدع ـ حسن بن ابى الحسن بصرى ـ سوید بن یزید، که چهار نفر اول از اصحاب على(علیه السلام)و از زهاد و اتقیاء بودند و چهار نفر دیگر باطلند.
اویس در یمن شتر بانى مىکرد و از اجرت آن نفقه مادر صالحه را تامین مى نمود. روزى از مادرش اجازه خواست تا به زیارت رسول خدا(ص) در مدینه برود، مادرش گفت: برو؛ اما اگر پیامبر(صلى الله علیه وآله) در خانه نباشد توقف مکن. اویس چون به دیدار پیامبر(ص) رفت و پیامبر(ص)در خانه نبود، به یمن بازگشت. زمانى که پیامبر(ص) به خانه آمد نورى مشاهده نمود، فرمود: کسى آمده؟ عرض کردند: از یمن شتربانى آمده بود که اسم او اویس بود و براى شما سلام فرستاد و بازگشت. حضرت فرمودند: آرى این نور اویس است که در خانه ما هدیه گذاشته و رفته.
اویس با قباى پشمى و با شمشیر و سپر نزد حضرت على(ع) رفت و عرض کرد: یا على دستت را بده تا بیعت کنم. حضرت فرمود: به چه قسم بیعت مى کنى؟ عرض کرد: به سمع و طاعت و قتال در مقابل شما تا شهید شوم یا خداوند پیروزى عطا نماید. حضرت فرمود: اسم تو چیست؟ عرض کرد: اویس. حضرت فرمود: تو اویس قرنى هستى؟ عرض کرد: بلى. فرمود: اللّه اکبر، از پیامبر(ص) شنیدم که فرمود: یا على تو مردى را از امت من درک مى کنى که اسم او اویس قرنى است و او با شهادت از دنیا مى رود.
اویس قرنى در سال 37 هجرى قمرى در رکاب امیرالمومنین(ع) در جنگ صفین به شهادت رسید.(3)
تصاویر دیده نشده از مقبره سلمان فارسی در شهر تاریخی مداین را میتوانید در ادامه مشاهده کنید.





















پی نوشت:
1-حوادث الایام، صفحه 59.
2-حوادث الایام، صفحه 61.
3-حوادث الایام، صفحه 60.
به گزارش زائرین ، امروز هشتم ماه صفر است که وقایع مهمی در طول تاریخ در این روز رخ داده که گزیدهای از آنها را در ادامه میخوانید:
وفات سلمان فارسى(رحمه الله)
سلمان فارسى که نام او روزبه اصفهانى و از اهالى قریه «جى» بود، در روز هشتم صفر در مدائن درگذشت و ایشان را سلمان محمدى نامیدند.
رسول خدا(صلى الله علیه وآله) سلمان را از یک یهودى به نام عثمان بن اشهل خرید و از قید بندگى آزاد کرد و او هم مسلمان شد و به سلمان معروف شد.(1)
«برادر سلمان»
اهل مداین، اشک ریزان و دل شکسته، در کنار پیکر مردی حلقه زده اند؛ مردی که گرچه والی و حاکم آنها بود، به هیچ یک از حاکمان و سلاطینی که تا آن زمان دیده بودند، شباهتی نداشت؛ مردانه می زیست و در روح آسمانی اش، ذره ای تکبر و خودستایی نداشت.
از دست دادن سلمان، بسیار غم بار بود؛ اما اندوه دیگر اهل مداین، سفارش سلمان بود که خواست او را غسل و کفن نکنند؛ که مولایش علی برای این کار خواهد آمد. یالَلْعَجَبْ! مداین کجا و مدینه کجا؟ همه در این تشویش بودند که سواری رسید و خود را به پیکر سلمان رساند. نشست و پارچه را از صورت سلمان کنار زد و ناگهان، همه دیدند که لبخندی بر لبان بی جان سلمان نشست؛ گویی دیدن مولایش از پس چندین سال فراق، جسم بی جانش را نیز شادمان کرده بود! «آفرین بر تو سلمان؛ زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله را ملاقات کردی به او بگو که امت او با برادرت چه کردند...».
نزول آیه (وَ اتَّقُوا یوماً تُرجَعون فیه الى اللّه)
آیه مبارکه (وَ اتَّقُوا یوماً تُرجَعون فیه الى اللّه) مشهور به آخرین آیه قرآن کریم است که در این روز بر پیامبر(ص) نازل شد و پیامبر اکرم(ص) پس از 21 روز از نزول این آیه از دنیا رفت.(2)
شهادت اُوَیس قرنىّ(رحمه الله)
اویس از اصحاب امیرالمؤمنین(ع) و یکى از زهاد ثمانیه بود که آنها عبارتند از: ربیع بن خُثیم ـ هَرَم بن حیّان ـ اُوَیْس قَرَنى ـ عامر بن عبد قیس ـ ابو مسلم خولائى ـ مسروق بن الاجدع ـ حسن بن ابى الحسن بصرى ـ سوید بن یزید، که چهار نفر اول از اصحاب على(علیه السلام)و از زهاد و اتقیاء بودند و چهار نفر دیگر باطلند.
اویس در یمن شتر بانى مىکرد و از اجرت آن نفقه مادر صالحه را تامین مى نمود. روزى از مادرش اجازه خواست تا به زیارت رسول خدا(ص) در مدینه برود، مادرش گفت: برو؛ اما اگر پیامبر(صلى الله علیه وآله) در خانه نباشد توقف مکن. اویس چون به دیدار پیامبر(ص) رفت و پیامبر(ص)در خانه نبود، به یمن بازگشت. زمانى که پیامبر(ص) به خانه آمد نورى مشاهده نمود، فرمود: کسى آمده؟ عرض کردند: از یمن شتربانى آمده بود که اسم او اویس بود و براى شما سلام فرستاد و بازگشت. حضرت فرمودند: آرى این نور اویس است که در خانه ما هدیه گذاشته و رفته.
اویس با قباى پشمى و با شمشیر و سپر نزد حضرت على(ع) رفت و عرض کرد: یا على دستت را بده تا بیعت کنم. حضرت فرمود: به چه قسم بیعت مى کنى؟ عرض کرد: به سمع و طاعت و قتال در مقابل شما تا شهید شوم یا خداوند پیروزى عطا نماید. حضرت فرمود: اسم تو چیست؟ عرض کرد: اویس. حضرت فرمود: تو اویس قرنى هستى؟ عرض کرد: بلى. فرمود: اللّه اکبر، از پیامبر(ص) شنیدم که فرمود: یا على تو مردى را از امت من درک مى کنى که اسم او اویس قرنى است و او با شهادت از دنیا مى رود.
اویس قرنى در سال 37 هجرى قمرى در رکاب امیرالمومنین(ع) در جنگ صفین به شهادت رسید.(3)
تصاویر دیده نشده از مقبره سلمان فارسی در شهر تاریخی مداین را میتوانید در ادامه مشاهده کنید.





















پی نوشت:
1-حوادث الایام، صفحه 59.
2-حوادث الایام، صفحه 61.
3-حوادث الایام، صفحه 60.
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۱۰/۱۳ ساعت ۸:۳۹ ق.ظ توسط محمدمهدي حق شناس
|
یا اباعبداله